چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )
45
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )
هنوز جاى خالى بود منزلى نيز براى اقامت دكتر ساخته شد . بدينترتيب كنسولگرى ، محل اقامت افراد و تسهيلات مورد نياز همگى در يك جا جمع گرديد و شرايط خيلى بهترى در مقايسه با گذشته كه هريك از اين واحدها در قسمتى از شهر بطور پراكنده قرار داشتند فراهم آمد . روزهاى اول اقامتم در مشهد به ديدوبازديد گذشت . اول كسى كه به ديدنم آمد كارگزار و يا مأمور امور خارجه ايران در مشهد بود . وى تابع حكومت مركزى بوده و از حكومتهاى محلى تبعيت نمىكند و تقريبا مىتوان گفت كه در بين كاركنان دولت بالاترين مقام را در هر ناحيه داراست . تمام امور كنسولهاى كشورهاى خارج در هر ناحيه فقط از طريق اين مأمور در آن محل به دولت گزارش مىگردد . از نظر حقوق نيز وى يكى از بهترين درآمدها را در بين تمام كاركنان دولت به خود اختصاص داده است . كارگزار مأمور در مشهد ماهانه چيزى در حدود دويست تومان دريافت مىكرد . اين رقم كليه هزينههاى ادارى را نيز دربرمىگرفت . از اين مبلغ پسر كارگزار كه سمت معاونت وى را نيز داشت ، و يك منشى دائم ، حقوق دريافت مىكردند . دويست تومان معادل چهل پوند و يا شش صد روپيه است . شايد اين پول زيادى نباشد كه بتوان با آن به نحو احسن تمام كارها را انجام داد ليكن در ايران مبلغ بسيار قابل ملاحظهاى است و علت اين امر نيز آنست كه در اينجا آنچه در عمل خرج مىشود و هزينه به حساب مىآيد به هيچوجه با مبلغى كه براى انجام امور دريافت مىگردد قابل مقايسه نيست . كارگزار در ديدار رسمى لباس مخصوصى كه سه ستاره بر روى سينه و روبانى به دور شانهاش بود به تن داشت . درجهاى كه بر روى لباس او بود نشان مىداد كه وى از سرهنگ دومى به سرهنگ تمامى و بعد به سرتيپى ارتقاء مقام پيدا كرده است . اين درجات و علائم در نگاه اول بسيار شبيه به يكديگر بودند و مدت زمانى طول كشيد تا توانستيم آنها را از يكديگر تميز دهم . بعد از كارگزار وزير به ديدنم آمد . وزير كه به او مستوفى مىگفتند حسابدار با تجربه در امور مالى و مالياتى بود . مستوفىها در ايران از اهميت بخصوصى برخوردارند و بسيار مورد احترام حكام هستند . علت اين امر نيز آنست كه ايشان تقريبا تنها افرادى هستند كه در مملكت به جزئيات امور مالى و حساب و كتاب و وضع مالياتى كشور آشنايند . حسابها و ارقام به سياق نوشته مىشود كه اين خود روش ثبت بخصوصى براى امور حسابدارى است كه فقط مستوفىها با آن آشنا هستند و از آن سر درمىآورند . اين نحو نگاهدارى حساب و كتاب داراى منافع زيادى است . به عنوان مثال شنيدم كه حاكمى براساس دستورى كه از مركز رسيده بود از كار بر كنار مىگردد . وى موظّف بوده گزارشى از